آرزوهای کودکان در روز جهانی کودک

140

کوچک اند، ولی آرزوهای بزرگ دارند.اگر از ما که ادعای بزرگی داریم بپرسید چه آرزویی دارید، بی شک آرزوی برگشتن به روزهای پاک و بی غل و غش کودکی مان را داریم.ولی فرق بین آرزوی ما و آرزوی آن ها یک چیز است و آن این که شاید آن ها بالاخره روزی به آرزویشان برسند، ولی آرزوی ما بعید و دست نیافتنی است.

به بهانه روز جهانی کودک سراغ کودکان میرویم، روزی که همه جا از آن ها و حق و حقوقشان و آرزوهایشان صحبت می کنند و از بچه ها خواستیم از آرزوهایشان بگویند، چه دست یافتنی، چه دست نیافتنی.

دانیال ۹ ساله: ای کاش بابام اسپایدرمن بود،

هانیه، هفت ساله: آرزو می کنم مامان و بابام سالم باشند.

نازنین، شش ساله: دلم می خواهد پیراهن عروسکم اندازه ام می شد و تنم می رفت چون خیلی قشنگ است.

ملیکا، هشت ساله: آرزو می کنم هیچ وقت مامان و بابام با هم دعوا نکنند.

محمد علی، پنج ساله: آرزو می کنم مامانم هیچ وقت مریض نشود.

امیرعلی، هفت ساله: کاشکی زودتر بزرگ می شدم تا مثل حسین آقا، راننده سرویس مدرسه ام، رانندگی می کردم.

نادیا، هشت ساله: دلم می خواهد تمام کتاب قصه های دنیا مال من باشد.

شادمهر، هفت ساله: دلم می خواهد مامانم از اداره اش اخراج بشود و دیگر سرکار نرود، چون من همیشه توخونه تنهام و مجبورم تن ماهی و ساندویچ های سرد و با سس فراوان بخورم.

سحر، پنج ساله: دوست دارم روز جهانی کودک مامانم بهم کمک کنه تا اتاقمو مرتب کنم،

عاطفه، شش ساله: آرزو می کنم توی این روز مامانم و بابام منو به سینما و پارک ببرن.

نادیا، هفت ساله: دوست دارم روز جهانی کودک تلویزیون تماشا کنم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.